مير تقي الدين كاشاني

419

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

اى دستهء گل كه از تو گل دارد رو * شد دست تو رنجه از كجا راست بگو دارد دردى دست تو بردى به شتاب * تا در دل پردرد كه سرپنجه فرو * * * چون عاشق پاىبست خود مىنالى * در دست گرفته شست خود مىنالى تنها نه من از دست تو مىنالم و بس * اى شوخ تو هم ز دست خود مىنالى * * * آن كاو به سفر به رغم اين محزون رفت * ديدى كه ز دل با همه خوبى چون رفت كارى مكن اى شمع تو هم كز دل من * جا گرم نكرده بايدت بيرون رفت * * * من كى به رقيبان دغا مىسازم * با خار و خسى چند ، كجا مىسازم دارم دَم آتشينى اندر دل شب * كار همه را به يك دعا مىسازم * * * از دست غم تو اى بت حور لقا * نه پاى ز سر دانم و نه سر از پا گفتم دل و دين ببازم از غم برهم * اين هر دو بباختيم و غم ماند به جا [ 23 . ] مولانا فريد الدين شعيب اصل وى از جوشقان ميمه است من اعمال نطنز عراق ، و از مردم جليل و اصيل الذّات آنجا ، به زيور نظم و فصاحت آراسته و از اخلاق رديّه مانند كبر و ريا و از اوصاف دنيّه مثل كذب و افترا محلّى و پيراسته ، مربّى و معاون وى جناب ميرزا شريف است كه آباء و اجداد وى از جمله اعيان آن ولايت بوده‌اند و والد ميرزا شريف اعنى ميرزا محمد در سلك اهالى و كلانتران آن نواحى انتظام داشت و به سبب وفور اموال و كثرت اسباب هميشه تخم احسان و نيكويى « 1 » در دل ارباب فضل مىكاشت . در زمان عافيت اقتران خاقان جنّت مكان ابو المظفّر شاه طهماسب - روّح اللّه روحه - ، او را از اعاظم اهل ثروت و مكنت بلاد عراق و اطراف

--> ( 1 ) . اصل : نيكوى .